تنها جایی که من می تونم خودم باشم
کسی که احساسات کمتری دارد، می تواند صحبت کند" جین اوستن_غرور و تعصب "
سلام بچه هاااااااااااا من فول انرژی زودتر از اونچه که فکرشو میکردم برگشتم اما دیگه قصد ندارم این جا چیزی بنویسم ولی پاکشم نمی کنم می ذارم همین طوری بمونه من الان رفتم یه جای دیگه خوشحال میشم بیاید اونجا اینم ادرسش WWW.nana124.blogsky.com پاشید بیااااااااااایددددد Blocked می خوام یه چند وقتی نباشم پ.ن1: چون خدا رو صورتی می بینم این پست رو صورتی کردم. پ.ن2: بای... امشب بهترین شب عمرم بود زمستان سال خون خون جنون جنون رویا رویای مرگ دروازه فنجان خون که به سمت کاردهای جراحان قلب برگردانده شده بود دروازه مرگ چرا دیگر کارد ها هم نمی توانند قلب را زنده به گور بنشانند سالی که ما رویاهایمان را در خون نشاندیم و آنگاه در بستری از جنون با مرگ همخوابه شدیم " ساناز کریمی" I''ve been looking in the mirror for so long Take a breath as I try to draw from my spirit''s well ( اوانسنس) ...... "برگرفته از شبح یه دختر" همیشه ی خدا از این جمله متنفر بودم. Evanescence _ Surrender . All that I am living for...... بدون اینکه برای طلب عشقت زاری کنم I've lost in dark I want to die ماه رمضونه و من مدام دلم ضعف میره

میخوام یه مدتی از اینجا کنده شم..
یعنی یه مدتی از نت و مت و اینترنت و دنیای مجازی دور باشم.
دیگه حوصله ی این یکی رو هم ندارم.
می خوام تا واسم تکراری نشده ازش یه چند وقتی دور باشم و دوباره برگردم.
نمی دونم شاید زد به سرم و به یه هفته نکشید دوباره برگردم.
اما نه..
این تو بمیری دیگه از این تو بمیری ها نیست.
میخوام حداقل یه چند ماهی نباشم.
پس رسما همین الان، همین جا اعلام میکنم که در این جا یه چند مدت تخته میشه
تا صاحبش حالش بیاد سر جاش.
.
.
.
اوهوم
خوب همه برید کنار
برید کنار بابا
نوبتی هم باشه نوبت منه
اره نوبت خود خودمه
اره پرروام
حالا برید کنار.....
خدایا فرض میکنیم تو کارفرمای من
و من کارمند اداره ی بزررگ تو.
البته کارمندی که کار ارباب رجوعو راه نمیندازه و اومده تو این دنیا تا کار خودشو راه بندازه و بره
میخوام بیام تو دفتر ریاستت باهات دو کلوم حرف حساب بزنم.
وقت که داری؟
مسلما آره.
تنها کارفرمایی که وارد شدن به دفترش به هیچ اجازه ی قبلی و بعدیو قبل از اون یکی بعدیو برو فردا نه اون پس فردا بیا نداره.
در دفتر ریاستت همیشه بازه
اهل این سوسول بازی هام نیستی که الان وقت ندارم
می دونم تا انتهای این خاکیه من برای من وقت داری.
پس میخوام نهایت استفاده رو ببرم
کارمند فرصت طلب به من میگن.
خدایا این بنده ی کوچیک و ناچیز تو
یه کوچولو آب روغن قاطی کرده
زده تو فازه فعلا بی خیال همه چی!!!
حالا می گی تکلیف چیه؟؟؟
به نظرت با یه مرخصی کوشولو همه چی حله؟؟؟
نظرت درمورد یه مرخصی چند وقته کوتاه چیه؟؟؟
اگه اره!! که میرم دکتر استعلاجی می گیرم
یه چند وقتی میخوابم گوشه خونه.
بیا این برگه
اینم خودکار
بگیر و خودت پای این برگه مرخصی مارو امضا کن
تا بیشتر از این الاف نشیم خدا...
می دونم داری از کارم ایراد میگیری
و میخوای بگی کارات مونده کجا داری میری؟
ولی این دفعه رو بی خیال خدا
بگیر و امضاش کن
عجالتا یه انگشت هم تهش بزن که
بعدا زیرش نزنی بگی که من بهت مرخصی ندادم.
تو تنهاایمپلویری هستی که تو مرخصی هم یادت میکنم.
مطمئن باش.
برمی گردم
شاید زود شاید دیر
ولی بالاخره برمیگردم
اما وقتی که عقلمو آبندی کرده باشم یا به قول بچه ها گفتنی اپگرد کرده باشم.
فعلا خدانگهدار. 
.
.
.
ای خدا
ای رازدار بندگان شرمگینت
مهربانا!
با دلی شکسته رو سوی تو کردم
رو کجا آرم اگر از درگهت گوئی جوابم؟
بی کسم،در سایه ی مهر تو می جویم پناهی.
از کجا یابم خدایی گر به کویت ره نیابم؟
.
.
.
و من امروز چنان شفافم
که در برابر باد
که در برابر خار
بی هیچ پوششی، برهنه ایستادم
و امروز تنهایی من آنچنان مضطریست
که در آن باد گرده قارچ های سمی را
با خود آورده است
وچنان سردم من
که اگر مردی نفسش را
به درونم ریزد
از زمستان بارور خواهم شد
"ساناز کریمی"

تمام مدت داشتم تو آینه نگاه می کردم
That I''ve come to believe my soul''s on the other side.
و کم کم داشتم به روحم در آن طرف باور می کردم
All the little pieces falling, shattered
تکه های آینه در حال افتادن بودن و خورد شدن
Shards of me too sharp to put back together
تکه های من تو آینه اینقدر ریز بودن که دیگه قابل ترمیم نبودن
Too small to matter
اینقدر ریز شدن که دیگه بی اهمیت بودن
But big enough to cut me into so many little pieces
If I try to touch her
اما اینقدری بزرگ بودن که اگه سعی می کردم اونو (خودمو)
توش لمس کنم منو تیکه تیکه کنن
And I bleed
و خون ریزی کردم
I bleed
خون ریزی کردم
And I breathe
و دیگه نفس
. . .
I breathe no more.
و دیگه نفس نکشیدم
!. . .
نفس عمیقی کشیدم همونطور که داشتم سعی می کردم
از روحم جدا شم
Yet again you refuse to drink like a stubborn child
ولی تو هنوز مثل یه بچه کله شق از نوشیدنش امتنا می کنی
Oh lie to me, convince me that I''ve been sick forever
آه به من دروغ بگو و محکومم کن و بگو که من همیشه بیمار بودم
And all of this will make sense when I get better
و همه اینها قایل فهم میشن، وقتی که حالم بهتر بشه
But I know the difference
Between myself and my reflection
اما حالا تفاوت خودم و تصویرم در آینه رو فهمیدم
I just can''t help but to wonder
اما کاری ازم بر نمیاد جز اینکه در حیرت باشم
Which of us do you love؟
که تو عاشق کدوممون هستی (من یا تصویرم؟)
So I bleed
پس خون ریزی کردم
I bleed
خون ریزی کردم
And I breathe
و نفس
. . .I breathe no
و دیگه نفس
. . .
Bleed
خون ریزی کردم
I bleed
خون ریزی کردم
And I breathe
و نفس
. . .
I breathe
نفس
. . .
I breathe,
نفس
. . .
I breathe...no...more.
و دیگه. . .نفس. . .نمی کشم
قسمت نبود!
هیچ وقت کوتاهی ها و اشتباهات خودمون رو گردن قسمت و روزگار و سرنوشت نندازیم.
این زندگی پست ارزش اینو نداره.
Away From Me _ Evanescence
I hold my breath as this life starts to take its toll
هنگامیکه این زندگی شروع به ویران کردن می کند , من نفسم را در سینه حبس می کنم
I hide behind a smile as this perfect plan unfolds
هنگامیکه این طرح بی نقص آشکار می شود , من پشت لبخندی پنهان می شوم
But oh, God, I feel I've been lied to
اما , خدایا , حس می کنم به من دروغ گفته اند
Lost all faith in the things I have achieved
تمام اعتقادم به چیزهایی که به دست آورده ام را , از دست داده ام
And I
I've woken now to find myself
و من ,اکنون بیدار شده ام تا خودم را بیابم
In the shadows of all I have created
در میان سایه های تمام چیزهایی که ساخته ام
I'm longing to be lost in you
می خواهم تا درون تو گم شوم
Away from this place I have made
می خواهم از این مکانی که ساخته ام دور باشم
Won't you take me away from me?
تو مرا از خودم دور نخواهی کرد؟
Crawling through this world as disease flows through my veins
هنگامی که ناخوشی در رگهایم جاری می شود , از درون این دنیا می خزم و پیش می روم
I look into myself, but my own heart has been changed
به درون خود نگاهی می اندازم , اما قلب خود من نیز تغییر کرده است
I can't go on like this
نمی توانم اینگونه ادامه دهم
I loathe all I've become
از هر آنچه که شده ام , بیزارم
I've woken now
اکنون بیدار شده ام
I've woken now to find myself
اکنون بیدار شده ام تا خودم را بیابم ,
In the shadows of all I have created
در میان سایه های تمام چیزهایی که ساخته ام
I'm lost in you
درون تو گم گشته ام
I'm longing to be lost in you
می خواهم تا درون تو گم شوم
Away from this place I have made
می خواهم از این مکانی که ساخته ام دور باشم
Won't you take me away from me?
تو مرا از خودم دور نخواهی کرد؟
Lost in a dying world I reach for something more
گم گشته در جهانی میرا , به چیزهای بیشتری میرسم
I have grown so weary of this lie I live
از این دروغی که درونش زندگی می کنم , خسته شده ام
I've woken now
اکنون بیدار شده ام
I've woken now to find myself
اکنون بیدار شده ام تا خودم را بیابم
In the shadows of all I have created
در میان سایه های تمام چیزهایی که ساخته ام
I'm lost in you
درون تو گم گشته ام
I'm longing to be lost in you
می خواهم تا درون تو گم شوم
I've woken now
من اکنون بیدار شده ام
I've woken now to find myself
اکنون بیدار شده ام تا خودم را بیابم
I'm lost in the shadows of my own
درون سایه خودم , گم شده ام
I'm lost in you
درون تو گم گشته ام
I'm longing to be lost in you
می خواهم تا درون تو گم شوم
Away from me
می خواهم از خودم دور شوم
Is this real enough for you
آیا برایت به اندازه کافی واقعی به نظر می آید
You were so confused
تو بسیار گیج و سر در گم بودی
Now that you've decided to stay
حال که تصمیم گرفته ای بمانی ،
We'll remain together
ما در کنار هم خواهیم بود
You can't abandon me
نمی توانی ترکم کنی
You belong to me
تو به من تعلق داری
Breathe in and take my life in you
با نفسی جانم را به درونت بکش
No longer myself, only you
وجود خودم دیگر اهمیت ندارد ، تنها چیزی که مهم است تویی
There's no escaping me my love
عشق من ، راه گریزی از من نداری
Surrender
پس تسلیم شو
Darling, there's no sense in running
محبوبم ، فرار فایده ای ندارد
You know I will find you
می دانی که تو را خواهم یافت
Everything is perfect now
اکنون همه چیز عالی است
We can live forever
پس ما می توانیم تا ابد (در کنار هم) زندگی کنیم
You can't abandon me
نمی توانی ترکم کنی
You belong to me
تو به من تعلق داری
Breathe in and take my life in you
با نفسی جانم را به درونت بکش
No longer myself, only you
وجود خودم دیگر اهمیت ندارد ، تنها چیزی که مهم است تویی
There's no escaping me my love
عشق من ، راه گریزی از من نداری
Surrender
پس تسلیم شو
Hands up slowly
آرام دستهایت را بالا ببر
Give into
تسلیم شو!
Breathe in and take my life in you
با نفسی جانم را به درونت بکش
No longer myself, only you
وجود خودم دیگر اهمیت ندارد ، تنها چیزی که مهم است تویی
There's no escaping me my love
عشق من ، راه گریزی از من نداری
Surrender
پس تسلیم شو
Surrender
تسلیم شو
Surrender
تسلیم شو
Surrender
تسلیم شو
You will surrender to me
تو عاقبت در برابر من تسلیم خواهی شد
There's no escaping from me
راه گریزی از من نیست
I know you want her to be
می دانم که او را می خواهی
You must surrender to me
پس باید تسلیم من شوى
.
این شعر مخاطب نداره و شخص خاصی مد نظرم نیست
فقط اینکه من معتاد تمامی اهنگ های امی لی شدم
تا گوش نکنم خوابم نمیبره
این اهنگ خیلی خاص و زیبا بود خواستم اینجا بذارم
تا به ارشیو که سر میزنم حال کنم.
از این تیکه اهنگ خیلی خوشم میاد چون با لحن خاصی خونده میشه....
You can't abandon me
You belong to me
خیلی جادویی و موهم
All that I'm dying for
تمام آنچه که به خاطرش زنده ام
تمام آنچه که به خاطرش می میرم
تمام آنچه که در تنهایی شبهایم نمی توانم نادیده بگیرم
می توانم آغاز شب را احساس کنم
شبی که مرا از دنیای زندگان جدا می سازد
و مرا درک می کند
بعد از تمام چیزهایی که دیده ام
افکارم را متمرکز می کنم
به دنبال واژه هایی می گردم که حالم را بهتر سازد
ای کاش تنها می دانستم چگونه خودم را مورد کنکاش قرار دهم
تمام آنچه که به خاطرش زنده ام
تمام آنچه که به خاطرش می میرم
تمام آنچه که در تنهایی شبهایم نمی توانم نادیده بگیرم
تمام آنچه که به خاطرش خواسته شده ام
گر چه من بیشتر خواستارش بودم
آخرین در باز را فقل کن
اشباح وجودم دارند به من نزدیک می شوند
من به تقدس رویاها ایمان دارم
رویاهایی که تاریک ترین ترسهایم را می گیرند و با آنها برایم نمایش می دهند
مانند یک لالایی
همانند یک برهان
همانند سناریویی از شیدایی من
مرا وادار میسازند که درس بگیرم
بنابراین خودم را خواهم یافت
و دیگر گم نخواهم شد
گمان می کردم باید دنیا را دگرگون سازم
تا وادارت کنم مرا ببینی
برای اینکه بهترین باشم
می توانستم برای همیشه بگریزم
اما برای چه آمده ام ؟
اما نه واسه خاطر غذا
واسه خاطر خدا
خدایا اگر ناراحت نمیشی
میخوام ازت تغذیه کنم
فکر میکنم تو غذای روحمی..
اگر تو برای امی شریان بندی
برای من غذایی....
My God,My soul noutrition
Nourish me by your loving kidness
"برگرفته از شبح یه دختر"
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |
